خرید بک لینک

بسم الله الرحمن الرحیم

آزادی و سعادت

آزادی و سعادت دو مقوله ای که شاید از مهمترین سوالات بشر از ابتدای تاریخ تا به امروز بوده باشد دو مقوله ای که سوال است آیا در گرو یکدیگر هستند یا اساساً به هم مرتبط نمیباشندد

تعریف

تعریفی که صاحبان اندیشه و تفکرات و نحله های گوناگون از آزادی و سعادت دارند متفاوت است و تفاوت در این تعاریف برگشت داده میشود به تفاوتی که در انسان شناسی در این تفکرات وجود دارد و تفاوت در انسان شناسی نیز به تفاوت در جهان بینی و هستی شناسی برمیگردد

آزادی نامحدود

سوال مهم این است که آیا انسان میتواند آزادی نامحدود داشته باشد به طوری که هرچه دلش خواست انجام دهد ولو اینکه به حقوق دیگران هم تجاوز کند؟

ابتدای جواب کوتاه و بعد جواب را مبسوط خواهیم کرد جواب کوتاه اینکه آزادی یکی از اوصاف انسان است انسان هم محدود می باشد وصف نیز باید تابع موصوف باشد یعنی آزادی نیز باید محدود باشد پس نمی تواند آزادی نامحدود باشد دلیل ما این است که اگر آزادی نامحدود باشد تجاوز وصف از موصوف پیش میاید یعنی جایی است که وصف وجود دارد و موصوف غایب است و این محال است

قوانین حاکم بر یک جامعه که انسان را محدود می کند و اگر انسان بخواهد در جامعه یله و رها باشد و تابع قانون نباشد مسلما در آن جامعه هرج و مرج خواهد بود (ولایت فقیه استاد جوادی صفحه ۲۵)

این مسئله تحت عنوان گرایش های جامعه مورد بحث و بررسی جامعه شناسان و فلاسفه غرب و شرق قرار گرفته است بعضی از طرفداران هستی شناسی اجتماعی بر این اعتقادند که فرد قبل از ورود به زندگی اجتماعی انسان بالقوه است نه انسان بالفعل بلکه پس از اجتماعی شدن است که استعداد انسان شدن را پیدا میکند اتو شیان فیلسوف آلمانی که یکی از طرفداران هستی شناسی اجتماعی است میگویند انسان پیش از ورود به اجتماع وجود بالقوه محض است تنها در اجتماع روحانی است که انسان فردیت و ماهیت اخلاقی خود را تکامل می بخشد ( جامعه و تاریخ علامه مصباح صفحه ۴۸)

مخلص کلام اینکه اگر انسان در جامعه تکامل مییابد حتماً باید در آزادی محدودیت داشته باشد چون اگر آزادی نامحدود داشته باشد تجاوز به حقوق دیگران نیز یکی از مصادیق آزادی نامحدود است و با تکامل و عدالت اجتماعی تنافی و تناقض دارد و قرآن در آیه ۳۰ سوره مبارکه روم مطلبی آورده که به همین مطلب اشاره دارد {فطرت الله التی فطر الناس علی حالا تبدیلبه خلق الله}

وقتی مسئله آزادی مطلق را مورد بررسی قرار میدهیم مشاهده میکنیم که جوامع بشری از ابتدای خلقت انسان تا به حال گرفتار افرادی که خواهان این نوع آزادی بودند و دلیل آن را در زیادهخواهی افراد می توان دید و البته که فطرت انسان بر چنین آزادی استوار نیست به چند دلایل مختلف دلیل اول اینکه افراد آزادیخواه از ابتدای تاریخ خلقت انسان تا امروز بوده اند که در مقابل ظلم ایستادند دوم که موید دلیل اول است آیه ۳۹ سوره مبارکه روم که در باب فطرت انسان ذکر شده که فطرت انسان را بر پایه عدل معرفی میکندمعلوم میشود چیزی خارج از فطرت و خلقت انسان است که انسان را به سمت تجاوز به حقوق دیگران میکشاند و آن طبیعت طغیانگر انسان است قرآن در بیش از ۵۰ مورد انسانها را به خاطر این افزون طلبی مذمت می کند قرآن انسان را گرامی می دارد {لقد کرمنا بنی آدم }اسرا آیه ۷۰

اصولا آزادی درست است که خروجی آن سعادت باشد که همه و همه دنبال آن هستند پس باید تعریف درست از آزادی بیان کرد

آزادی اندیشه

قرآن به دفعات متذکر تعقل و تفکر میشود که این آیات به بیش از 50 آیه میرسد و اسلام تاکید بر آزادی اندیشه و انتخاب آگاهانه میکند .

وقتی انسان تفکر کند و آزادی اندیشه داشته باشد مسلما در انتخاب آزادی درست برخواهد گزید آزادی که منجر به سعادت او میشود یا آزادی که چندصباحی دنیای او را تامین میکند آن هم دنیایی که با خراب کردن دنیای دیگران همراه است

ادامه دارد...

برچسب: نویسنده: بنیامین اسدی‌پور تاريخ: شنبه 9 دی 1396 ساعت: 18:02

صفحه بندی